آدمک تنهاست بخند
آدمک آخر دنیاست بخند... آدمک مرگ همین جاست بخند...
اعتراض دارم به تفکرات.. به این گونه نگریستن به عشق .. به دوست داشتن .. اعتراض دارم به جامعه دانشجویی کشور .. اعتراض دارم به میتینگ های برگزار شده در مورد عشق.. مگر نه این است که باید از خودمان شروع کنیم.. مگر تعریف دوست داشتن چیست؟ مگر تعریف عشق چیست؟ این را می خواهم بدانم مگر همه دوست داشتن ها و عشق ها باید به وصال منجر شود؟ چرا همیشه عشق و دوست داشتن را در ازدواج می بینیم ؟ چرا فکر می کنیم در کنار هم خوابیدن معنای واقعی عشق است؟ اعتراض دارم .. اعتراض دارم به این که وقتی از یک استاد..یک رییس .. یک دوست یک همکلاسی یا نمی دونم هر چی که دوست دارید اسمش را بگذارید صحبت کرده یا به نیکی ازش یاد می کنیم می گویند مگر نمی دونید شوهر داره!! مگه نمی دونید زن داره!!تازه وقتی می خواهند خیلی شلوغش کنند صحبت از داشتن یک یا چند فرزند هم دنبال این داستان ها می بافند.. من می خواهم بدانم مگر همه دوست داشتن ها باید به وصال منجر شود؟؟ حتما باید لباس عروسی و دامادی به تن کنیم تا بفهمیم عاشق بودیم .. بعد هم اختلاف و درگیری ...به زور خانواده ها زندگی کردن و بچه دار شدن و تکرار و تکرار!!..؟؟ اعتراض دارم به خدا.. تا کی می خواهیم این گونه فکر کنیم ؟ تا کی می خواهیم افکار نخ نما شده و پوسیده را آنقدر بزرگ جلوه دهیم که غل و زنجیر شود به دست و پایمان.. اعتراض دارم به خودم.. به تو .. به ما .. همان هایی که ادعا می کنند حادثه ساز دوم خردادند.. همان هایی که مدعی اند می توانند حادثه رقم بزنند.. همان هایی که می گویند ۱۸ تیر مال ماست!! همان هایی که!!! همین ها کنار هم جمع می شوند و به راحتی و با جملات زشت و پوسیده چوب حراج می زنند به عشق.. اعتراض دارم به تو دانشجویی که عشق را این گونه بیان می کند .." عشق در ازدواج تکمیل می شود در مال هم شدن و مال هم ماندن و نبودن برای کسی دیگر.. داشتن فرزند از این عشق تایید خداست!" اعتراض دارم مگر نمی شود دختر و پسری همدیگر را دوست داشته باشند اما ازدواج نکنند ؟ نمی شود؟ اعتراض دارم آیا نمی شود دوستی ازدواج کرده را دوست داشت .. با وی همگام شد تا راه زندگی آموخت از وی در تصمیم گیری ها کمک خواست و موفق بود.. چرا در اولین صحبت ها حرف زندگی آینده را پیش می کشیم .. زندگی که فردایش دست من نیست .. دست تو نیست .. دست هیچ کس نیست.. اعتراض دارم نگاه کن به دور و برت .. چقدر از بچه ها را می بینید که با عشق به استاد.. همکار.. همکلاسی .. رییس و غیره انگیزه پیدا می کنند برای پیشرفت.. خودت نگاه کن اما این بار درست .. عینک بدبینی بردار و عینک عشق بگذار.. ببین این بار درست نه با دیده تحقیر.. نه نگاهی که چه کسی به چه کسی می آید؟؟ این بار نگو فلانی زن داره .. شوهر داره .. بچه داره خوب داشته باشد.. مگر قراره؟؟ وااااای نه... اعتراض دارم .. اعتراض می دونید به چی؟ به تو دانشجویی که تمام نگاهت به عشق سکس است..به تو دانشجوی مدعی.. به تو دانشجویی که می گویی!! به فلانی نگاه کردم و تحریک نشدم!! پس عاشق نبودم !! چی بگم به تو که به راحتی جملاتی از دهانت خارج می شود که آدم را مشمئز می کند.. می خواهم بدانم تو واقعا دانشجوی دکترایی!! اعتراض دارم به نگاه آدم ها!! با هم دانشگاهی ات برای کارکردن بر روی پروژه ای به کافی شاپ می روی همه با انگشت نشانت می دهند.. حتی یکبار نشده که نگاه چپ چپ نبینی.. این بار بهانه چیست هم تو مجردی هم اون.. نه شوهر دارد .. نه زن دارد نه بچه.. پس این بار چرا؟ قبول کنیم که ما عادت کردیم که انگشت اتهام به هم دراز کنیم.. دیگر برای ما فرقی نمی کند که چه کسی هست چه نیست؟؟ اعتراض دارم به این که وقتی با دوستت که ازدواج کرده دست می دهی همه نگاهت می کنند.. چرا؟ این دیگر چیست ؟ اعتقاد.. خوب تو داشته باش .. من ندارم .. مگه قراره من و تو رو بگذارند تو یک قبر.. دوست دارم دوستمه .. برادرمه .. خواهرمه!! اعتراض دارم به تو دانشجوی احمقی که در جواب این حرف بر می گردی .. می گی "داستان از همین دوستی و خواهر .. برادری شروع می شه تا بشود عشق.." افتضاحه افتضاح.. اعتراض دارم چرا نمی توانیم دوست داشتن معمولی را بپذیریم .. چرا فرار می کنیم از واقعیت.. چرا فکر می کنیم همدم و سنگ صبور بودن.. خطاست اشتباهه.. بی بند و باریه!! چرا فکر می کنیم نزدیک شدن یک دختر و پسر به آدم ازدواج کرده یا دوستی یک دختر و پسر مجرد.. کثیفه .. زشته..!! اعتراض دارم آخه اعتراض به کی؟ اعتراض به چی؟ اعتراض به تفکرت؟ اعتراض به دانشجویان؟!.. نه اعتراض هم فایده نداره؟؟ مردم ما عوض شدنی نیستند.. اعتراض دارم به خودم که این گونه فکر می کنم.. آرمانی و بی بدیل.. پ.ن: - عصبانی ام حسابی.. رفتن به یک میتینگ دانشجویی بزرگ در مورد عشق حسابی اعصاب من رو متشنج کرد.. واقعا متاسفم برای اون هایی که این گونه فکر می کنند و همه دوست داشتن ها را به لجن می کشند!! (نسرین می کشمت با این برنامت) - من اصلا مرض دارم می دونید چرا؟ آخه وقتی کسی رو دوست دارم یا دلم براش تنگ می شه.. وقتی بعد از مدتها پیداش می شه تند و تیز بهش حمله می کنم به جای این که آرام بهش بگم دوستش دارم یا تا حالا کجا بدی می بندمش به باد انتقاد.. بعد خودم می مونم زیر آوار...!!!نمی دونم چرا اینجوری می شه.. خوب دیگه چکار کنم از دوست داشتن زیاده که با غرور زیاد همراه می شه .. آقاجون اصلا روانی ام همین!! - بازم شمال بودم .. این بار عروسی.. تصور کنید عروسی های توپ شمال.. دریا .. ارکستر.. رقص نور و دود و حباب و آهنگ های عارف (تو اگه با من باشی قلبت می میره) و من .. - ممنونم از کامنت های تبریک.. پیامک ها . کادوهای زیاد و رنگارنگ.. سووال خیلی از دوستان بهترین هدیه ام بود!! سخته اما متن زیبای نسرین و پیام باورنکردنی آدم برفی!! - برای آدم برفی.. تکیه به شانه ام نکن من از تو افتاده ترم.. ما که بهم نمی رسیم بسه دیگه بذار برم.. کی گفته که به جرم عشق یک عمری پرپرت کنم.. حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم.. من نه قلندر شبم.. نه قهرمون قصه ها.. نه بنده حلقه به گوش.. نه ناجی فرشته ها.. من عاشقم همین و بس .. قصه نداره بی کسیم.. قشنگی قصه ماست که ما به هم نمی رسیم..!!!
با تمام وجودم متمركز شده ام روي ته مانده لبخند شرجي و بي دريع تو، كه ماسيده اند در جاي جاي ذهنم!!
خودت مي داني اين سطرها آبستن چه جمله اي هستند؟ مي داني مگر ؟! مگر نه؟!
...
يك درد مزمن ، جا خوش كرده است در بندبند استخوان هاي تنم، يك حفره پر رنگ، ميهمان ناخوانده گوشه راست قلبم شده است..!حضورشان را احساس مي كنم: حضور درد تهي بودن بخشي از بدنم را !؟..
خودت مي داني اين سطرها آبستن چه جمله اي هستند؟! مي داني ؟! مگر نه؟!
اين روزها دارم با جديت تمام تنهاي مي كنم، چي از اين بهتر؟!..
مي خواهم در تمام جنبه ها، تنهايي را تجربه كنم.. از اين به بعد نويسندگي شغل ثابتم مي شود براي تو.. ديگر مي خوام بنويسم.. بنويسم و بنويسم..!
خودت مي داني اين سطرها آبستن چه جمله اي هستند؟! مي داني ؟! مگر نه؟!
ديروز چند پنجره تمام قد را جايگزين ديوارهاي تنهايي كردم! مي خواهم تمام رفت و آمدهاي جاده رو به رو را زير نظر داشته باشم؟!
ديگر حتي حساب افتادن يك برگ ازدرخت تنهايي را هم دارم .. ميز نوشتن تنهايي را گذاشتن ام رو به روي يكي ازديوارهاي شيشه اي ..
هريك سطر را كه مي نويسم سرم را بلند مي كنم و به آن سمت ديوار نگاه مي كنم.. مي ترسم در فاصله يك سطر نويسي ، سعادت ديدن تو را ازدست بدهم..!
مي ترسم سرم به نوشتن گرم شود و توبيايي و من متوجه نشوم! اما...هنوز كه غرق شده ام در لابه لاي اين همه سطر نويسي ، تو نيامده اي!
تو مرا خوب مي شناسي! خودت خوب مي داني تمام اين سطرهاي پراكنده آبستن چه جمله اي هستند: "دلم برايت تنگ شده است، شديد! شديدتر از تمام باران هايي كه دارند به ديوارهاي شيشه اي تنهايي مي كوبند!"
اين انتظارها سطر به سطر دارند مي شوند هزار سكانس، ناخودآگاه!!؟؟...
نمي دانم چرا آن درد و حفره سطرهاي بالا دارند عميق تر مي شوند! عميق تر از دلتنگي هايي كه تمام سعي ام را كردم تا پنهان نگه شان دارم !!
اين روزهاكجايي تو؟! تويي كه انتظار ديدنت دارد مرا به سمت باران مي كشانذ ؟! تويي كه فقط حضور خوش ظلمت، درد و حفره ناخوانده را محو مي كند از روزگاربدنم...
ديديد بالاخره شاعر شدم... اميدوار شديد، نه؟؟
پ.ن:
همه شبيه الياس و هلالي شدند (البته از نظر ظاهري).. فكر كنم به زودي فقر و فحشا دو رو از روي من خواهند ساخت.. آخه فعلا همين تيپي هستم!!!![]()
- تولد مامان خانم عزيز و محترم 350 هزار تومان (توجه كنيد به تومان) برايم هزينه برداشت .. تا اطلاع ثانوي شپش در جيبمان مي ملغد..!!![]()
- روزم (البته روز خبرنگار) بر خودم و همه دوستاي قلم به دستم مبارك.. جشن باشكوهي داشتيم .. حداقل هنوز داريم بهش مي خنديمممممممم..![]()
- با "رفيق رقيبم" يك بازي را شروع كرديم! نمي دونم حس مي كنيد كه آدم تو يك بازي قراره برنده باشه.. اما رقيبش رفيقشه.. عمرا نفهميديد.. نمي خواهم بازنده باشم نمي خوام اون هم بازنده باشه! چه كنم؟![]()
![]()

![]()
فکر کنم می تونید حدس بزنید چی شد؟؟ مهدیس عزیز شاد باشی و خوشبخت
(قابل توجه اونهایی که پرسیده بودند کادو آدم برفی چی بود ؟ اس.ام.اس انگلیسی نمی دونم ۱۴ تومانه یا ۲۴ تومان
)![]()

![]()
** چگونه به دنيا آمدن و نامگذاري به روايت ديگران
از آنجايي كه پدر بنده بسيار بسيار حزب الهي تشريف دارند بر عكس بنده.. در ابتداي ازدواج نذر مي كنند كه اگر فرزند اولشان دختر بود اسمش را (...) بگذارند ( به دليل دستگير نشدن از بردن نام معذورم
) اما پس از به دنيا آمدن دختر اول با مخالفت اطرافيان نذرشان را ادا نمي كنند!
اما دريغ و صد دريغ كه پدرمان به زيارت امام رضا (ع) مي رود و اونجا نذر مي كنه كه خدا دوباره بهش دختر بده (اي بابا ما كه نفهميديم براي چي
) ..
خلاصه اين نذر دهان به دهان در خانواده شمعداني ها مي چرخه تا بالاخره با پا به دنيا گذاشتن من اسمم هم مي آيد البته بدون مخالفت اطرافيان ..
** هدف از نوشتن مطلب
هدف از نوشتن اين مطلب به جز اهداي كادو از سوي شما دوستان عزيز
اين بود كه مي خواهم بدانم حالا كه 25 سال از عمر نازنين من تلف شد اين آدمك قصه ما چطور آدميه؟!!![]()
** آدمك به روايت اخلاقي ديگران
شيطون، يك دنده ،قد، حرف حرف خودش، مغرور،معتمد به نفس، گرم و جذاب و داراي ثبات تصميم اينها تقريبا عقيده تمام افرادي است كه كم و بيش طي اين 25 سال با من ارتباط داشتند و دارند.
البته مستقل ، پر نشاط، الكي خوش، بي درد، رك ، بي ريا، بي باك ، ولخرج.. مهربان.. با محبت و البته به شدت عصبی هم به اين دايره اضافه مي شود.
اما از ميان اين تعبيرات كه غالبا شبيه به هم هستند چند تعبير در اين سالها من و كاملا شگفت زده كرد و البته با زواياي ديگر روحم آشنا!!![]()
يك دبير خبري داشتم كه هميشه به من مي گه "مارمولك - قالتاق" جالبه نه! ولي قشنگه.. تازه يك روز هم بهم گفت: "تنها كسي كه تو زندگيم ديدم كه جنگ رواني باز خوبيه تويي!!" اي ول بريد تو كف توانايي...![]()
يك دوست بزرگ گفت: : تو آدمي هستي كه افراد برات تاريخ مصرف دارند!!! (نمي دونم شايد! اما اين تاريخ مصرف و خودشون تعيين مي كنند نه من!
!")
يك استادي بهم گفت: "تو مدير لايقي هستي به راحتي 100 نفر رو مي چرخوني اما وقتي عصباني مي شي چشمت رو مي بندي روي همه آنچه كه هست و بايد باشه!!" (خوب عصبانيم نكنيد ديگه...
)
يك داداش هم دارم كه خيلي دوستش دارم اون هم بهم مي گه : " مغز فندقي .. نمي دونم چرا مي رند خر از قبرس مي آرند وقتي تو هستي.."(همه داداش دارند ما هم داداش داریم
)
استاد پيمان هم هميشه من و آدم سخت و محكمي مي دونه !! (فكر كنم اين يك رو اشتباه كردي استاد..
)
اما يك تعريغي اين اواخر شنيدم كه من رو منهدم كرد "بدجنس" اي ول راست گفت: درست عين خودت!!
اما یادت باشه من بی معرفت نیستم مثل تو!!!..
تازه بهم گفت: "خنك و دارای آنفولانزاي مرغي" ![]()
البته بدم نيست تو تابستون خنك بودن مي چسبه نه؟؟؟
اين استاد كاظمي دينان هم كه به جز اين كه مي گه شيطون غيرقابل كنترل ، بدبين هم هميشه جز خصوصيات لاينفك من مي دونه!! استاد ديگه زورم بهش نمي رسه كه؟؟![]()
حالا شما بگيد من چطوري ام از روي نوشته هام يا از روي شناختي كه ازم داريد... لطفا غلو كردن ممنوع!! چه مثبت چه منفي !!![]()
پ.ن:
- خسرو من با هامون اوج گرفت ، صلابت را در روزي روزگاري به تلويزيون بخشيد، كاغذ بي خط را نقش و نگارداد، كيميا را در كارزار جنگ و زندگي معني كرد و در اتوبوس شب عشق به ديگران و دفاع از هويت را به تصوير كشيد!!
خسرو شكيبايي من! به قول خودت "به هواي ديدن تو .. همرو تنها مي زارم.. براي پر كشيدن خود يه هواي تازه دارم".. خانه آخرتت سبز باد!!
عادت كردم كساني رو كه دوست دارم از دست بدم.. اونها يا در آغوش خاك مي خوابند يا مي روند براي هميشه .. شكيبايي من هم هواي ديده اش آسماني شد!
- نظر خودم در مورد خودم هم بگم..
مهربان و با احساس البته در عین حال قبول دارم قد و سرتق .. پای رفاقت سرمم می دم اما تاوقتی که بهم نارو نزنند!! به سرعت روی آدم هایی که در حقم نامردی کنند خط قرمز می کشم.. اما در کل جیگرم .. جیگر..![]()
- بازم دريا بودم .. سه روز .. مرسي هوا .. مرسي دريا..
- براي آدم برفي "می توان تو را دید و تمام راه خانه را یک نفس دوید و گریه کرد.. اما نمی توان تو را ندید گاهی "حتی گاهی" خندید.. هوای دیده ام بارانی است!!!![]()

| پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ |


