بازي "ترسها... آرزوها و بهترين ها - بدترين ها" البته سعي كردم صادق باشم تو اين بازي... اصلا اگه قراره صادق نباشيم چه مرضي یه بازي كنيممم .. خواهشا جرزني ممنوع!!!
ترسها:
- از اين كه عزيزي از دست بدم اعم از خانواده و دوست در حد مرگ وحشت دارم... اصلا از جدايي مي ترسم.. تصور مراسم براي عزيزانم هميشه يك ترس بزرگ برام بوده و هست!!!
- از انواع بيماري كه سبب بشه لال شم يا نتونم راه برم مي ترسم آخه همه زندگي من مسخره بازيه!! بدون زبون كه نمي شه ...
- از آينده مي ترسم خوب مي دونم ارزش جنگيدن داره اما مي ترسم اون چيزي كه مي خوام نشه....
- از شوهر كردن مي ترسم اون هم در حد مرگ... هيچ علاقه اي ندارم بازي رو شروع كنم كه نمي دونم بازنده ام يا برنده...
آرزوها:
- هميشه ماشين مدل بالا اونم از نوع بي.ام.دبليو و بنز (انواع اون) دوست داشتم آرزو دارم يكي از اونها رو داشته باشم.
- آرزو داشتم يه آژانس خبري يا خبرگزاري داشته باشم خودمم مديرعاملش.. اون وقت نشون مي دادم رياست خبري يعني چه.. البته با تمامي امكانات براي كارمنداش.. خبرنگار آزاد هم نداشته باشه...
- وقتي مونا رو از دست دادم يك ساعت قبلش بهم زنگ زده بود.. پشت تلفن از عروسي تعريف كرد و كلي جيغ كشيد... از من خواسته بود باهاش برم اما نرفتم... دوست دارم زمان بگرده به سه سال پيش و باهاش برم شمال عروسي.. شايد اون موقع ديگه مونا تصادف نمي كرد (بيشتر شبيه حسرت بود)
- هميشه آرزو داشتم كشورهاي خوب اروپايي .. آفريقايي و آمريكاي خوبي رو ببينم به خصوص مكزيك و با اون كابوياش...
- همیشه دوست داشتم یه گزارشگر فوق عالی باشم اگه ماهی ۳۰۰هزار تومان ناقابل حقوق می گرفتم قطعا تمام وقتمو می گذاشتم واسه گزارش نویسی ماهی سه تا گزارش عالی اما هیهات که وضع بد مالی و هزار و یک دردسر
بهترين - بدترين
عزيزترين كس در زندگي (به جز پدر و مادر): خودم... سه تا از دوستام (براي جلوگيري از جنگ اسم نمي برم).. استادم پيمان
منفورترين كس در زندگي: فرشاد م و يكي ديگه كه علاقه اي به بردن اسمش ندارم.
بهترين لحظه عمر: ديدن حرم امام حسين(ع)
بدترين لحظه عمر: مرگ عزيزانم
بهترين اتفاقي كه ممكنه بيفته: معاون خبر اداره يك خورده با من مهربون باشه .. خوب مگه چي مي شه..خداييش ..اما افسوس
بدترين اتفاقي كه ممكنه بيفته: يك روز مجبور بشم براي تمام عمر خونه نشين بشم..
من هم بر طبق سنت بايد پنج نفر به اين بازي دعوت كنم... نسرين... مريم... سحر.... الميرا... فرشاد و محسن.. منتظرم... اما يادتون باشه جرزني ممنوع...


